معین بهونه زندگیممعین بهونه زندگیم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
پیوند عشق ما پیوند عشق ما ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

معین عشق مامان و بابا

روزهای 21ماهگی

 سلام عشق کوچولوی مامانی . شرمنده ام که این چند وقته برات پستی نگذاشتم . الهی دورت بگردم که روز به روز شیطون تر میشی و مهربونتر و ... . الهی قربونت برم خوشگل چشم آبی اولین شنبه (6/10/93 ) بعد از شب یلدا رفتیم آتلیه و ازت عکس گرفتیم که آخرهاش خیلی اذیت شدی ببخش دردونه من . این یک ماهه 1 بار پیش دکتر امام زادگان رفتیم و برات آزمایش کلی نوشت و چکاپ شدی خدا رو شکر همه چی عالی بود و نرمال . ولی هنوز حساسیت بدنت کامل خوب نشده . وقت دکتر صالح زاده هم داشتی که پیش اون هم رفتیم و اونم گفت همه چی نرماله . الهی دورت بگردم که تا آزمایش خون ازت بگیرن چقدر گریه کردی ولی هنوز هم از آمپول نمی ترسی می گم معین کجا میری میگی آمپول ( یعنی می رم آمپول ...
24 دی 1393

شب یلدا 93

هندونه شیرین من ، همه زندگی من یلدات مبارک . "دیدن هربامداد اتفاق ساده ای نیست" خوشایندست و تکرار ناپذیر، گنجشكها بیخود شلوغش نمیکنند... معجزه را میبینند... دوستان چهارفصلم , آخرين شب پاييز بر وفق دلتان باد... يلدایتان شاد باد... بابانوئل من این لباس بسیار عالی کار دست مامان جون هنرمنده . دست گلش درد نکنه هر سال که می گذره همه مناسبتها با شما برام شیرین تر میشه . امسال هم مثل هر سال شام خونه مامانی بودیم و بعد از شام رفتیم خونه مادر جون .  تو هر دو تا خونه کلی بهمت خوش گذشت . با بچه ها و عموها و دایی کلی بازی کردی و خوش گذروندی دیگه آخر شب از خستگی چشمهات داشت بسته می شد . الهی قر...
3 دی 1393

آخر پاییز

سلام گل پسری عشق مامانی  . این روزهای  آخر پاییز مامانی زهرا حسابی سرگرم شرمنده کردن ما بود و برای شما کلی لباس جدید بافته . از این جا دستهای زحمتکش مامان و می بوسم و می گم عاشقتم . به حق این روزهای عزیز خدا سایه پدر و مادر و از سر ما کم نکنه.  انقدر عاشقانه دوست دارن که گاهی من خودم حسودیم میشه . شدی شب و روز مامان و بابا . خونه اونا آزادی کامل کامل داری هر کاری دوست داشته باشی می کنی .خودت هم می دونی چقدر دوست دارن کلی خودت و براشون لوس می کنی . هیچ کس جرات دست زدن به اسباب بازی های دوران کودکی دایی جون و نداشت پدر همه وسایل های اونم در آوردی . از هر کاری که می کنی لذت می برن و روزی هزار بار شکر خدا می کنن . بزرگترین عدد شما...
3 دی 1393

پایان 21 ماهگی و ورود به 22 ماهگی

بی انتهای من ماهگیت مبارک . آنقدر بی نهایتی این روزها، آنقدر روان، که می خواهم بمیرم برایت ... راه که می روی، عشق می ریزد از وجودت ! از لبانت، چشمانت، بازوااااانت ... به آغوشم می کشی، در نهایت مهــــــــر ... می بوسی ام ! و جهان برایم در لبان گرم ت خلاصه می شود ... عااااااشقانه سر می دهی برایم ... تیر خلاص را آن وقت می زنی، که می گویی : " مامان و همان جا، قلبم دلش ایستادن می خواهد... ایستادن تمام دنیا را ! که همه چیز بماند و نرود، که تو باز هم بگویی ... که من بتوانم بفهمم... باور کن !   معین ، ...
23 آذر 1393

متفرقه های 21 ماهگی

دردونه من سلام . الهی قربون اون چشمهای نازت بشم . میخوام از پیشرفتهای 21 ماهگی برات بنویسم . تو این ماه شاه پسرم مستقل شده و به تنهایی رو تختش می خوابه . تقریبا با تبلتت به راحتی بازی می کنی . شب موقع خواب خودت شیر می خوای که اون لحظه دنیا رو به من می دن . بیشتر به من و بابایی وابسته شدی . هر شب موقع خواب نیم ساعت با بابارضا موبایل بازی می کنی و به زور تشریف می یاری تا بخوابی . دایره کلماتت بزرگتر شده و اسمها رو راحتر می گی . به پستونک یا همون دو دو خیلی خیلی وابسته شدی . کارهای بابارضا رو تقلید می کنی و پشت سرش مثل اون راه میری . طبق معمول ماشین بازی بیشترین سرگرمی شماست . خیلی خون گرمی و با همه راحت ارتباط برقرار می کنی . از هوش ...
23 آذر 1393

تبریک به عموجون

عزیز مامانی سلام . خوشگلم 17 آذر ماه روز دفاع عموجمز از پایان نامه تحصیلیش بود که ما شرمنده شدیم و نتونستیم بریم . دیشب برای تبریک رفته بودیم خونشون که کلی بازی کردی و خوش گذروندی . از اینجا به عمو تبریک می گیم و آرزوی موفقیت داریم براشون . انشااله روزی برسه که از رساله دکتری دفاع بکنن. از دیشب عکسی  ندارم این عکس و می زارم. ...
20 آذر 1393

عشقم اصلا آبله مرغان نگرفته بوده

سلام عمر مامان . بعد از بیماری آبله مرغان چند باری تصمیم گرفتم ببرمت پیش دکتر صالح زاده ولی نتونستم وقت بگیرم . دیروز با اصرار زیاد برات وقت گرفتم و با زندایی جون رفتیم مطب دکتر که تشخیص دکتر صالح زاده این بود که شما اصلا آبله مرغان نگرفتی و کهیر زدی . نمی دونم چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! خدا رو شکر از همه چی راضی بود منم خیلی خوشحال شدم  الهی دورت بگردم که این مدت به هوای اینکه آبله مرغان داری هیچا نمی بردمت  خوشگلم تا جایی که می تونستی تو مطب بازی کردی با نی نی ها قربونت برم که همه نی نی ها رو به حرف می یاری خوشمزه مامان    ...
11 آذر 1393