متفرقه 17 ماهگی
سلام فندق مامان . عشقم چند وقتی بود که به خاطر مروارید های خوشگلت خیلی اذیت می شدی و کم غذا می خوری برای همین 1 کوچولو وزن کم کردی الهی دورت بگردم که هر چقدر هم درد داشته باشی بازم می خندی . این روزها دایره کلماتت بیشتر شده دیشب گفتم معین دوست دارم تو می گفتی دوستیییییییی . 1 مدتی هست که خیلی شرمندت شدم و زیاد نمی تونم برات بنویسم . ولی دایره کلمات و تو وب برات می زارم . این عکسها شنبه 15/6/93 هست که رفته بودیم عروسی فامیلهای بابارضا . بعد از برگشت گرفتیم که موهای خوشگلت خراب شدن. پاستیل مامان اینجا داری جیززززززززززا نشون میدی که همون لامپ خودمون میشه اینم لحظه فرار از صحنه عکاسی ...








