معین بهونه زندگیممعین بهونه زندگیم، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره
پیوند عشق ما پیوند عشق ما ، تا این لحظه: 18 سال و 9 ماه و 27 روز سن داره

معین عشق مامان و بابا

روزهای 13 ماهگی

عشق مامانی این روزها شدید نماز خون شده تا میگیم معین الله اکبر دستت میره کنار گوشت بعد چند سجده پشت سر هم انجام می دی دیگه هرچیزی رو که می خوای با اشاره میفهمونی . میگیم معین چشمت کو دستت می زاری رو چشمت . بیچاره تلفن که زیر پای شما پدرش دراومده . وسایلی که به اسم می شناسی اگه بگم بیار برام میاری . الهی قربونت برم که هرکسی بیرون بره شما پشت سرش گریه حسابی داری . فقط دوست داری تو حیاط و کوچه قدم بزنی . خیلی قشنگ میگی آب بریز ، آب بازی . تا زنگ در و می بینی اشاره می کنی که ببریم تا بزنی وقتی شروع کردی به زدن دیگه ول کن نیستی .     گل پسر در حال نماز خوندن       بسته هوشان...
3 ارديبهشت 1393

روز مادر مبارک

  گفت : با مادر جمله بساز گفت : با مادر دنیا را می سازم روز مادر مبارک     مادر مهربانم، آهنگ صدایت، زیباترین ترانه زندگی‌ام، نفس هایت، تنها بهانه نفس کشیدنم و وجودت تنها دلیل زنده بودنم شد .   ممنونم بابت همه زحمتهایی که برای من و معین میکشی .       ...
31 فروردين 1393

نان 2 بای بای

عزیزترینم جمعه رفتم داروخانه برات شیر خشک بگیرم دیدم نوشته نان 3 رسید . خیلی خوشحال شدم 1 ماه بود چند جا سرزده بودم می گفتن نان 3 نمی یاد ولی مثل اینکه بازم اومده . از دیروز یعنی روز پایانی 12ماهگی شروع کردی به خوردن نان 3   ...
23 فروردين 1393

معین خان در 12 ماهگی

عزیز مامان این روزها انقدر بل بل زبونی می کنی که می خوام قورتت بدم . دیروز داشتی رقص پا میزدی . نهار من و آناجون مهمون بودیم شما رفتیم با المان موندی اونجا کارتون دیده بودی و اومدی خونه شروع کردی به رقص پا زدن . بابایی داره نماز می خونه شماهم منتظری تا مهر و برداری . این روزها وقتی میگم معین اله اکبر کن دستت و میبری کنار گوشت 1 چیزهایی زمزمه می کنی معین خان حاضر شده تا بره خونه عمو فیروز . این قرمزی صورتت اثرات آفتاب سوختگی عید هست که هنوز کامل خوب نشده .     ...
21 فروردين 1393