شیطونی های گل پسرم
جیگر مامانی این روز ها ماشااله انننننننننننقدر شلوغ می کنی که مامانی وقت هیچ کاری رو نداره . چهارشنبه بعد از ظهر رفتم چند تیکه برات وسایلی که احتیاج داشتی خریدم بابا رضا ماموریت بود تا اون برگرده ما هم رفتیم خونه شما لالا بودی بیدار شدی و شارژ شارژ آماده شیطونی .
مرکز شیطنت شما شده دور وره مبل هامون فعلا که میز وسط مبلها رو ورداشتیم تا فرشته کوچولو راحت باشی.
اون روزم مثل همیشه با مبلها بازی می کردی ولی سخنرانی هم می کردی چند تا از عکسها برات می زام الهی مامان دورت بگرده که اینقدر بچه خون گرمی هستی و با همه صحبت می کنی البته به زبون خودت قربون این زبون شیرین تر از عسلت. 

چشم بسته داری سخنرانی می کنی


دورت بگردم انقدر شیری می گی ماما می خوام بخورمت

فدای این خنده های شیرینت 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شیطونی های گل پسرم 
