روزهای پاییزی
سلام عشق مامانی . این روزها با کارهای شیرین شما زیباتر شده ولی نمی دونم چرا همش با استرس میگذره چند وقتی مریضی شما بعد از آبله مرغان صورت خوشگلت حساسیت داده بود و قرمز شده بود ، بعد من مریض شدم ، بعد دایی جون که این دفعه پای سمت راستش شکسته . شما 1 شاهکار حسابی کردی که تو 1 پست دیگه برات می زارم چیه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الهی قربونت برم که دیگه عاشق حموم شدی و به سختی میشه از حموم دربیایی . این روزهات کلا با سی دی چرا می گذره . وقتی آهنگ حمام چرا رو می خونه شماهم فیل یادت حموم می کنه . قند عسلم روز به روز شیرین تر میشی . حرف زدنت پیشرفت کرده ، هر روز به مامان زهرا 1 چیز میگی 1روز میگی آنا ، روز بعد مامانی ، روز بعد عزیز بلاخره ...












